مرتضى راوندى
93
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سپس عوفى راجع به صناعت دبيرى و نقش سياسى كاتبان و نويسندگان حكايات و مطالب جالبى مىنويسد ، كه مطالعه آن براى اهل ادب و مترسّلان و منشيان خالى از فايده نيست . در ميان نويسندگان غرب ، لئون تالستوى ، شرح جالب و دلكشى در پيرامون مسئوليت خطير اهل قلم نوشته است كه شمهيى از آن را نقل مىكنيم : وظيفه يك هنرمند يا نويسنده « . . . تالستوى معتقد است كه نويسنده يا هنرمند بايد تنها به نوشتن آن موضوعى بپردازد كه از صميم قلب آن را دوست دارد و به صحت آن ايمان دارد و قادر نيست درباره آن سكوت كند . . . هر اثر برجسته و گرانبها بايد اعماق روح نويسنده را منعكس نمايد . . . هربار قلم را در مركب فرومىبرد ، قطعهاى از گوشت خود را در آنجا گذارد . تالستوى در نامهء مشهورى كه در سال 1889 به يكى از نويسندگان نوشته درباره فضايل اخلاقى و خصال روحى يك هنرمند كامل ، چنين معتقد است : « هنرمند بايد آنچه را كه از آن تمام بشريت است ، ولى هنر و بشريت بر آن وقوف ندارد ، بداند هنرمند بايد براى اين منظور به عاليترين مرحله تربيت و تكامل فرهنگى عصر خود رسيده باشد و از همه مهمتر در چهارچوب زندگى فردى و خودپسندانه محصور و مقيد نباشد و زندگى خود را جزئى از زندگى عمومى بشريت بهشمار آورد : هنرمند بايد در فن خود استاد باشد و براى رسيدن به اين مرتبت و مقام با مجاهدت بسيار بكوشد و پيوسته كردار و گفتار خود را در پيشگاه سنجش و انتقاد عرضه كند . بهعلاوه هميشه در نوشتههاى خود جانب صداقت و عدالت را رعايت نمايد . » اكنون كه از بحث كلى در پيرامون مقام و ارزش « سخن » فارغ شديم ، نظر به ارتباط ناگسستنى كه بين ادبيات فارسى و عربى موجود است قبل از بيان و توصيف رشد ادبيات فارسى با رعايت كمال اختصار اشارهيى بر خطبا و گويندگان نامدار جهان اسلامى مىكنيم ، كه بعضى از آنها ايرانى و در احياء زبان و ادبيات فصيح عربى سهمى بسزا داشتهاند . و گهگاه ادبا و مترسّلان ايرانى در نوشتهها و مكاتبات سياسى و ادبى به آثار منظوم و منشور آنان استناد جستهاند .